فردا و پس فردا جشنواره ی کتابهای تصویری داستانیه و روز دومش گردهمایی استادها و دانشجوهای ادبیات کودک کشوره. هر دانشگاه یه نماینده داره که صحبت میکنه و من افتخار این رو دارم که نماینده ی دانشگاه شیراز
من از عالم تو را تنها گزیدمروا داری که من غمگین نشینم؟!#مولانا
دارم دنبال عکس بستنی یخی میگردم پیدا نمیکنم :))
توی جلسه سخنرانیم رو ایراد کردم (چرا میگن ایراد کردن!؟) و خیلی خیلی متوسط بود. عالی نبود.
اکانت اسنپم هک شده و اون نکبتی که هکش کرده بیست هزار تومن شارژ منو آتیش زده. این یه طرف، آدرس های لعنتی توش یه طرف. شماره و ایمیلم رو کلاً از اکانتم پاک کرده. مرتیکه ی... فردا باید زنگ بزنم پلیش فتا. با پشتیبانی اسنپ هم تماس گرفتم گفتن اطلاعات طرف رو با نامه ی قضایی تحویل پلیس فتا میدن. دستم برسه آتیشش میزنم.
عصبانیت رو نمیشه به چیز غیر از آتیش تشبیه کرد. همونجوری که آتیش و حرارت انواع مختلف داره عصبانیت ها هم باهم فرق داره. آتیشی که دود داره، آتیشی که از بس داغه شعله ش به سفیدی میزنه، آتیشی که با آب شعله
بازوم خورد به صندلی. گفتم آی. یه لحظه موقعیت به نظرم عجیب اومد. با خودم فکر کردم... چرا عجیبه... که گفتم آی؟ چرا انگار بعد از مدت ها اولین باره میگم آی... بعد یادم اومد چون کسی خونه نیست که صدامو بشنو
از فردا (یا پس فردا؟) اینکتوبر شروع میشه! تابستون دو ماه کلاس طراحی رفتم و بالاخره اونقدری بلد شدم که چیزی که توی ذهنم میاد رو بکشم. قبلنا یه چی میومد توی ذهنم، شروع میکردم به کشیدنش، بعد کلاً یه چیز